34
دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ ♥ 14:58
سلام زندگیم دلم برات تنگ شده
دیروز جوابااومد دلم میخاست پیشم باشی خیلی کلافم خیلیی سرگردون سرم همش گرم میکنم اماباز فکرم پیش توه
بغضم داره خفم میکنه دلم یه ذره شده امروز ک16بهت باگوشی اجی زهرا(دوستم) پیام دادم بهت منتظرشدم جواب بدی اما ندادی دلم تنگ شده برات دارم دبونه میشم
انقدر مخ اجی زهرا رو خوردم شرمندش شدم
حالم خوب نیس نگاه به خنده های علکیم نکن داغونپ دلم تنگ شده برات
بره صدات
شوخی کردنات
حالم بده دلم لک زده بره دیدنت صورت چهرت 



روم نمیشه واقعا انقدر عشقم ابجی رو اذیت کردم ک نگو بیچارا میدونم کلافه شده ازدستم اماچیکارکنم
دوست دارم ازتمام وجود دوست دارم همه کسم
امیرم دوست دارم.....
ادامه دارد...
خانومش و ابجیش •
برچسب:
نویسنده: پارسا رستمیان